بزرگ شدیم و فهمیدیم

بزرگ شدیم و فهمیدیم - تصویر 1
 
 
 
بزرگ شدیم و فهمیدیم بابابزرگ دیگر هیچگاه باز نخواهد گشت، آنطور که مادر گفته بود!
 
 
 
بزرگ شدیم و فهمیدیم چیزهایی ترسناک تر از تاریکی هم هست…
 
 
 
به اندازه ای که فهمیدیم پشت هر خنده ی مادر هزار گریه بود!
و پشت هر قدرت پدر یک بیماری نهفته…
 
 
 
بزرگ شدیم و یافتیم که مشکلاتمون دیگر در حد یک شکلات، یک لباس یا کیف نیست…
و این که دیگر دستهایمان را برای عبور از جاده نخواهند گرفت و یا حتی برای عبور از پیج و خم های زندگی!!!
 
 
 
بزرگ شدیم و فهمیدیم که این تنها ما نبودیم که بزرگ شدیم، بلکه والدین ماهم همراه با ما بزرگ شده اند و چیزی نمانده که بروند!
و یا هم اکنون رفته اند…
 
 
 
خیلی بزرگ شدیم وقتی فهمیدیم سخت گیری مادر عشق بود
غضبش عشق بود
و تنبیه اش عشق…
 
 
 
خیلی بزرگ شدیم وقتی فهمیدیم پشت لبخند پدر خمیدگی قامت اوست!
 
 
 
عجیب دنیایی ست
و عجیب تر از دنیا چیست و چه کوتاه ست عمر
 
 
 
بزرگ شدیم و فهمیدیم - تصویر 2
 
 
 
معذرت میخواهم فیثاغورس!
پدر سخت ترین معادلات ست!
 
 
 
معذرت میخواهم نیوتن!
راز جاذبه، مادر است!
 
 
 
معذرت میخواهم أدیسون!
اولین چراغهای زندگی ما، پدرو مادر هستند…
 
 
 
بزرگ شدیم و فهمیدیم - تصویر 3
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه