۱٫ مسئولین لطف کنن خاطراتمونم فیلتر کنن که دیگه دسترسی نداشته باشیم. لااقل وقتی فک می کنیم گل و بلبلِ صفحه ی پیوندها بیاد. ۲٫ انگار سرخپوستا حمله کردن ایران. روزی یه ورِ ایران میسوزه. ۳٫ رفتم یه عینک افتابی بخرم یارو گفت ۱تومن. دیدم خدا الکی خورشید رو نیافریده که منِ بیشعور عینک بزنم، حتمن حکمتی داشته. ۴٫ من عکس دافا رو تو اینستاگرام می بینم بعضی وقتا برام سوال پیش میاد که این فیگور الان ژسته یا عوارض نزدن واکسن فلج اطفاله؟. وقتی پایت اینستاگرامش رو چک کنه. ۵٫ اگه دیدین یه دوست دوران ابتد ...

۱٫ مسئولین لطف کنن خاطراتمونم فیلتر کنن که دیگه دسترسی نداشته باشیم. لااقل وقتی فک می کنیم گل و بلبلِ صفحه ی پیوندها بیاد.

۲٫ انگار سرخپوستا حمله کردن ایران. روزی یه ورِ ایران میسوزه.

۳٫ رفتم یه عینک افتابی بخرم یارو گفت ۱تومن. دیدم خدا الکی خورشید رو نیافریده که منِ بیشعور عینک بزنم، حتمن حکمتی داشته.

۴٫ من عکس دافا رو تو اینستاگرام می بینم بعضی وقتا برام سوال پیش میاد که این فیگور الان ژسته یا عوارض نزدن واکسن فلج اطفاله؟

 


 

شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (282)
وقتی پایت اینستاگرامش رو چک کنه


۵٫ اگه دیدین یه دوست دوران ابتدایی زنگ زده و احوالتو میگیره بدون میخواد راجب نت ورک باهات صحبت کنه.

۶٫ مطالعات ساخت و ساز شهری تو ایران اینطوریه که مثلا دوربرگردون میسازن، بعد دو ماه میبینن ترافیک شد، میبندنش میرن بیست متر جلوتر میسازن.

۷٫ پشه با یه علاقه و پشتکاری سه ساعت سوراخ پشه بند پیدا کرد اومد داخل که خودم  بازومو بستم با دو تا انگشت زدم رو رگم گفتم بخور داداش حلالت باشه.

۸٫ تقریبا همه از کیارستمی و فیلماش میگن…اینکه چقدر تاثیر گرفتن از فیلما و چقدر دوست داشتن…معلوم نیست سه گانه اخراجیها چطور رکورد فروش داره.


 

شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (282)
وقتی میری باشگاه و فقط بالاتنه کار میکنی


۹٫ داداشم یکم لاغر کنه من خوش لباس میشم.

۱۰٫ یه بارم به یکی گفتم "خیلی دون مایه ای" که حضرت فردوسی شبش اومد تو خوابم لپمو کشید گفت حالا اینجورم مودب نباش عزیزم.

۱۱٫ انقدر که دانشگاهای ما روابط پنهانی داره، سریالای ترکیه ای نداره.

۱۲٫ بهترین دوره واسه خودکشی اون بازه ی زمانی سه چار ساله ای بود که صدای زنگ موبایلا صدای خندیدن اون بچهه بود.


۱۳٫ کی از ویژگی های اینستاگرام اینه که صفدر آقا پشمک فروش صبونه نوتلا با تست میل میکنه، شام سوشی.

۱۴٫ کاش الان یک پسر و یک دختر ۳ ساله داشتم.دست دخترم می‌خورد به چایی و می‌ریخت روی پام می‌سوخت، بعد می‌رفتم می‌زدم تو گوش پسرم می‌گفتم کوری؟

۱۵٫ بچه بودم تو پارک لاله وقتی میرفتم تو چمن که توپمو بردارم پشت بلندگو میگفت بیا بیرون بچه. الان مجسمه ۲۵۰ کیلویی دزدیده میشه بعد دو هفته میفهمن.

۱۶٫ استاندار تهران گفته بهشت‌زهرا تا ٢سال دیگه بیشتر ظرفیت نداره! دهه شصتیای عزیز دوسال دیگه بیشتر وقت نداریم بمیریم، وگرنه قبرم گیرمون نمیاد.


 

شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (282)
‏تصویر کمتر دیده شده از اولین دوربین جهان


۱۷٫ مغازه سیگار فروشی روبرو دانشگاه آزاد درآمدش از خود دانشگاه بیشتره.

۱۸٫ یه بارم میخواستم ی آهنگ دانلود کنم دیدم بقلش نوشته بود linkin Park پاشدم لباس پوشیدم رفتم تو پارک دنبال لینک دانلود اهنگه.

۱۹٫ بعد این حرف ماتراتزی که گفته به خواهر زیدان فحش دادم نه مادرش جا داشت زیدان با اولین پرواز بره ایتالیا یه کله دیگه بهش بزنه و برگرده.

۲۰٫ خانوم لیلا فروهر هم میفرماین:"میگم بمون میگی نمیشه/میگم برو میگی نمیشه/میگم میشه میگی نمیشه" ایشون با چه آدم خر زبون نفهمی دوست شده بودن.


 

شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (282)
عکسای کمتر دیده شده از شب‌پره های زمین


۲۱٫ ارزش ها وقتى از بین رفت که پسرا بجاى کله پزى رفتن نوتلا بار.

۲۲٫ + پسرت خوبه؟ بزرگ شده؟
– نه آقا کوچیک شد متاسفانه 
چه سوالیه میپرسى آخه؟

۲۳٫ شوهر عمه م زیر عکس عمه م تو اینستاگرام نوشته میخواهم با تو کاری کنم که بهار با درخت گیلاس میکند. بابام عین ببر داره تو خونه حرص میخوره اینور اونور میره.

۲۴٫ الان زن جمشید مشایخی بیدارش می‌کنه که آماده شه برای عذرخواهی از پایت.


 

شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (282)
مصدوم شدم ^_^


۲۵٫ الان فیگو داره خداروشکر میکنه که تو جام جهانی ۲۰۰۶ اینستاگرام نبوده وگرنه کلی فحش کش دار بش میدادن که چرا صورتتو اوردی جلوی پای کعبی.

۲۶٫ ایران یه گروهک تروریستی داعش طوری داره به اسم "لشکر کامنت فحش نویسان (مقیم اینستاگرام)".

۲۷٫ از وقتی که رستوران سر کوچمون تابلو زده چلو جوجه فقط چهار هزارتومان، پرنده تو کوچمون پر نمیزنه.

۲۸٫ چند روز پیش با دشمن درجه ۱ دبیرستانم تو خیابون رو در رو شدم.عین کابوی ها ۶-۷ ثانیه رو به روی هم به هم خیره شدیم و بعد دست دادیم.


 

شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (282)
چیز خاصی نیست ما یه آشنا داریم بدون رنگ درمیاره.


۲۹٫ امروز دیدم وسط اتوبان بنر زدن "چه باید کرد؟ " بدون هیچ توضیحی. کم دل‌مشغولی و سوالات بی جواب داریم، اینم اضافه شد.

۳۰٫ تو موزیک ویدیوهای ایرانی، تلاش بر اینه که به بیننده بفهمونه خواننده مشکل اقتصادی نداره. فقط کمی مشکلات عاطفی هست که اونم داره برطرف می‌شه.

۳۱٫ طرف رفته تو مسجد النبی انتحاری بمب منفجر کرده. خیلی دوست دارم بدونم کدوم مذهب یا ارگانی وعده‌ی بهشت برین رو بهش داده بوده.

۳۲٫ برداشتن اهدای جامو بردن پشت بوم ورزشگاه نمیگن این بنده خدا رونالدو زانو نداره.


 

شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (282)
وقتی بدون پارتی سعی میکنی پیشرفت کنی


۳۳٫ الان هنرمند تبریزی یه فرش میبافه میفرسته واسه پایت.

۳۴٫ یه هموطن تو صفحه رونالدو نوشته کریس وُلک خوب شدی؟

۳۵٫ شامپو کلییِر نزنید حشره ها جمع میشن دورتون.

۳۶٫ تبلیغای تلویزیون عالیه. طرف از سرکار میاد یه خونه داره هیژده هزار متر. دوتا بچه داره با موهای طلایی متولد پاریس. نهار تن ماهی می‌خورن.


 

شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (282)
رفیق


۳۷٫ یه روز دستمالهای آشپزخونه مادرم رو برمیدارم یه تیشرت واسه خودم درست میکنم، تا انتقامم رو ازش بگیرم.

۳۸٫ یه سری ۱۹ نفر بودیم تمام نتیجه‌های محتمل رو پیش‌بینی کردیم که اقلا یکیمون شانس قرعه‌کشی داشته باشه، بازی به علت بارش شدید باران کلا لغو شد.

۳۹٫ مترو انقلاب سوار شدم، از ذوق این که صندلی گیرم اومده نشستم تا ته خط رفتم، بعد دوباره تاکسی گرفتم برگشتم جایی که کار داشتم.

۴۰٫ شما اگه به جای «یه کم» بگید «اندکی» نیمی از راه روشنفکرنمایی رو طی کردین.


 

شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (282)
هنر نزد ایرانیان است و بس

 

 

 


 

.

photo_2016-07-11_15-49-55.jpg

 

 

 

تابلوئه دعوا ناموسیه!!

 


 

 

 

مسئولین 
در جلوی دوربین و پشت دوربین

 


 

 

 

فیش حقوقی مسیولین رو که میبینم …

 

الان معنی سخنرانی هاشون که میگفتن : 
" تحریم اصلا تاثیری بر ما نداره "
رو میفهمم

 


 

 


 

 

من در حال رد شدن از مشکلات زندگی….☹️
 

 

 


 

 

اصلأ سیستم پسرا خیلی جالبه کلأ

موقع دعوا، بچه پایین شهرن
موقع دختربازی، بچه بالاشهر

 


 

 

معیار ماشین خریدن مردها در کشورهای مختلف

آلمان ؛ راحت و فول آپشن هست ؟
امریکا ؛ جادار و پر قدرت هست ؟
سوئد ؛ کم مصرف و واسه محیط زیست بهینه هست ؟

ایران ؛ حاجی داف خورش خوبه ؟
 

 


 

 

در فرودگاه مهرآباد، اخوان ثالث، شبیه هر مسافر تازه‌کار و بی‌تجربه، گویا اشکالاتی در باب اسباب و اثاثیه سفر داشت . قصد سفر به لندن داشت… به مسؤول گمرک گفتم:
«این آقا، مهدی_اخوان_ثالث است. مواظبش باش. خیلی عزیز است.»
مسؤول گمرک از من پرسید:
«کی؟ همین آدم؟»
گفتم:
«بله. همین آدم.»
به او نگاهی کرد، ولی انگار او را به‌جا نیاورد. به‌دادش رسیدم و گفتم:
«او شاعر است.»
اما باز هم افاقه نکرد. از پهلوی او که رد شدم، به او سلام کردم. با خضوع و تواضع روستایی، جواب سلام مرا داد. ظاهراً انتظار نداشت که کسی در چنین صحرای محشری او را بشناسد. توی هواپیما، یک بار دیگر از کنارم رد شد. به مسافری که پهلویم نشسته بود. گفتم:
«این آقا، مهدی اخوان ثالث است.»
پرسید: «کیه؟»
گفتم: «شاعر است.»
سری تکان داد و تظاهر کرد که او را می‌شناسد؛ ولی نشناخته بود. چون پرسید:
«در تلویزیون کار می‌کند؟»
به نظرم آمد اگر بخواهی جزو مشاهیر باشی، باید صورتی آشنا داشته باشی، نه نامی آشنا.
در فرودگاه لندن، من و اخوان، هر دو پیاده شدیم. هر کدام می‌خواستیم به‌جایی دیگر برویم. لازم بود در سالن ترانزیت، مدتی منتظر پرواز بعدیمان باشیم. اخوان منتظر بود. توی یک صندلی فرو رفته بود. نگاهش می‌کردم. اصلاً به کسی نمی‌مانست که اولین بار است به‌خارج سفر می‌کند.
چهار ساعت انتظار را نمی‌شد نشست و دیدنی‌های «دیوتی‌فری شاپ» فرودگاه را ندید. مدل‌های جدید دوربین عکاسی و ساعت‌های مدرن و … چون باز آمدم، شاعر پیر را آسوده دیدم؛ هنوز هم‌چنان ساکت. تکان نخورده بود. چه آرامشی داشت! چقدر چشم و دل سیر بود. چه تفاوت غریبی. دیدم هنوز مشغول همان «سیرِ بی‌دست‌وپا» است. با خودش است. در خودش است. غرق است. آرامش اخوان، مرا به یاد دوستی انداخت که چندی پیش، به لندن رفته بود و فروشگاه «هارودس» را از بالا تا پایین، با دقت دیده بود و وقتی از فروشگاه بیرون آمده بود، گفته بود:
«خیلی قشنگ بود. همه چیزهایی که این‌جا دیدم، قشنگ بود. ولی من چه خوشبختم که به‌هیچ‌کدامشان احتیاجی ندارم.»
این‌جا اخوان، مثل این‌که ندیده می‌دانست به چیزی احتیاج ندارد و بی‌نیاز است. یادم آمد که او گفته است «باغ بی‌برگی، که می‌گوید که زیبا نیست؟» این شعر، که اگر او همین یک شعر را گفته بود، باز هم شاعر بزرگی بود.


خاطره‌ای از عباس_کیارستمی 
کتاب باغ بی‌برگی
 

 


 

 

پسرا به هم فوش میدن و واقعا منظوری ندارن


دخترا قربون صدقه هم میرن و اونا هم واقعا منظوری ندارن

 


 

 

منم یه زمانی می خواستم دکتر بشم

 ولی دیدم اگه روزی ۲۰ تا مریض برام بیاد،
باید روزی ۲۰ تا بستنی بخورم چوبشو بکنم تو حلقشون!
دیدم نمیشه خودم داغون میشم واسه همین پشیمون شدم 

 


مطالعات ساخت و ساز شهری تو ایران اینطوریه که 

مثلا دوربرگردون میسازن، بعد دو ماه میبینن ترافیک شد، میبندنش میرن بیست متر جلوتر میسازن

 


شمام تو اتاقتون یه صندلى دارین که بیشتر نقش جالباسى داره تا صندلى؟ 

یا من فقط اینجوریم؟
 

 


 

 

تبلیغای تلویزیون عالیه 
طرف از سرکار میاد یه خونه داره هیژده هزار متر
دوتا بچه داره با موهای طلایی متولد پاریس
بعد نهار تن ماهی می‌خورن
 

 


 

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه